حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

385

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

كرد تا او را بكشتند كه بيم داشت راز نهان را آفتابى كند و چون مكتفى از دوران پدر دل با بدر صاف نداشت قاسم اين بد دلى را برانگيخت كه وى سر شورش داشته است . بدوران مكتفى سامانيان در ايران نفوذ يافتند و خطر قرمطيان در اطراف بصره و بغداد و هم در سوريه بزرگ شد و هراس بدلها افكند . بگفته مورخان اين گروه آشوبگر بر كاروان حج بهنگام بازگشت از مكه هجوم بردند و بيست هزار كس را بكشتند . بسال 290 يحيى بن زكرويه پيشواى قرمطيان عراق و صحراى سماوه و ديار شام كشته شد و جمع ايشان پريشان گشت آنگاه برادرش حسين رهبرى يافت و بسال 294 با قتل زكرويه نفوذ قرمطيان شمال از ميان برخاست و هم بدوران مكتفى بسال 292 دولت طولونى بدست محمد بن سليمان از ميان رفت . مكتفى مردى نيك سيرت و محبوب بود و بخشش او اسراف‌آميز بود . بگفته سيوطى وى زندانهاى زيرزمينى را كه بدوران معتضد ساخته بودند ويران كرد و بجاى آن مسجد ساخت و باغها و دكانها را كه پدرش براى ساختن قصر از مردم گرفته بود به صاحبانش پس داد . بدوران مكتفى عبد الله بن احمد بن حنبل محدث و ثعلب نحوى معروف و بزاز مؤلف مسند و محمد بن نصر امام مروروذى و ابو جعفر ترمذى پيشواى شافعيان عراق پا گرفتند دوران خلافت وى دراز نبود كه در ذى حجه 295 در جوانى بمرد . مقتدر 295 - 320 از پس مكتفى ابو الفضل جعفر بن معتضد بخلافت رسيد و مقتدر لقب يافت . در اينوقت سيزده ساله بود و نگفته پيداست كه بر اوضاع تسلط نداشت . از پس مكتفى عبد الله پسر معتز نيز در معرض خلافت بود اما عباس بن حسن ، وزير مكتفى ، مقتدر را بخلافت برداشت تا در كارها دخالت نتواند كرد و پند ابن فرات را كار بست كه گفته بود ترا به خدا كسى را كه خانه و دارائى و باغ و كنيز كسان را شناخته و مردم را ديده